Recent Posts

قاب‌های پوسیده

«اسب تورین‌» بعد از دو اقتباس ادبی ماندگار «هارمونی‌های ورک مایستر‌» و «‌مردی از لندن‌» بازگشت بلا تار به فضای مهم‌ترین اثر خود «تانگوی شیطانی‌» است . اثری که سوزان سانتاگ از آن به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینما یاد می‌کند .

داستان اسب تورین مربوط به اتفاقی است که در آخرین سال عمر نیچه در تورین افتاد . نیچه شاهد شلاق خوردن اسب پیری توسط صاحبش است که وارد ماجرا می‌شود ، شلاق را از دست آن مرد می‌گیرد و صورت به صورت اسب شروع به گریستن می‌کند . این جان‌مایه‌ی اثر جدید بلا تار است بدون آن که اثری از نیچه در فیلم باشد . در اسب تورین ، سرنوشت صاحب اسب ، دخترش  و اسبی را می‌بینیم که سرنوشت نیچه را تغییر دادند .

The-Turin-Horse-1024x682

در اسب تورین همانند ‌تانگوی شیطانی‌ با همان فضاهای روستایی در یک شرایط طبیعی خشن روبرو هستیم. با همان نگاهی که بلا تار به چشم‌انداز روستایی یا به عبارتی برهوت روستایی به عنوان محلی برای زوال و اتفاق غایب‌ دارد. اسب تورین با این که به نسبت فیلم‌های دیگر بلا تار کم‌تر نمای بیرونی دارد اما این بار چشم انداز بیرونی با وضوح بیشتری انتظار پوچ و بیهوده‌ی محضی را از حادثه‌ای نامحتمل ، از منجی‌ای در راه مانده ، تداعی می‌کند  . پیوند برداشت بلند و چشم انداز برای بلا تار به بستری تبدیل می‌شود تا بتواند ارتباط زوال و اتفاق - منجی همیشه غایب را بنیان نهد . اگر در تانگوی شیطانی کورسوی امیدی از تلخی برداشت‌های بلند از برهوت جغرافیای فیلم حس می‌شد اما در اسب تورین شقاوت قاب‌های بلا تار و پوسیدگی ذاتی فیلم که در شخصیت‌ها ، طراحی صحنه و دکوپاژ دمده‌ی فیلم نمایان است هیچ امیدی برای مخاطب خود باقی نمی گذارد .

اگر چه در سینمای بلا تار  همیشه سرشت محتوم و یاس آور زندگی  با نمایش نوعی پوسیدگی استمراری انسان و بی دفاعی او در برابر طبیعت با کم‌ترین شتاب ممکن همراه است . اما اسب تورین در تمام وجوه و با شدت بیشتر  زوال استمراری انسان و جنگی مغلوبه را به نمایش می‌گذارد که حتا در بدیهی‌ترین موارد زندگی بشری مثل خوردن و آشامیدن هم در جریان است .

tumblr_ljcfq1qlLR1qisxvio1_500

وسواسی که بلا تار در فرم کمال‌گرای خود دارد - فرمی که در مردی از لندن به بالاترین حد خود رسیده بود (با یک پلان سکانس 13 دقیقه‌ای ) - این بار شدت بیشتری هم گرفته به شکلی که کل فیلم صد و پنجاه دقیقه‌ای در سی نما گرفته شده است . دیدگاه تقلیل‌گرایانه بلا تار به ریتم و کلام به رادیکال‌ترین شکل ممکن در اسب تورین‌ با داشتن کم‌ترین نمای بیرونی ، کم‌ترین دیالوگ ، کم‌ترین تعداد بازیگر و کم‌ترین اتفاق دراماتیک ( ویا حتا انتظار برای اتفاق ) نمود پیدا کرده است .

بلا تار  با ساخت اسب تورین به مرزی از افراط در سبک خود رسیده است که دوست‌داران سینما را کنجکاو می‌کند که بدانند آیا فیلم‌های بعدی او هم‌چنان سیاه‌تر ، کند‌تر ، کم‌حرف‌تر و قصه‌گریز تر می‌شوند . باید بیشتر صبر کرد . ویکی‌پدیا نوشته بلا تار دیگر فیلم نمی‌سازد .

سعادت آباد

احتمالن سال‌ها باید به دیدن فیلم‌هایی برویم که به سندروم اصغر فرهادی مبتلایند . فیلم‌هایی که داستان‌شان برشی از سبک زیستی یک طبقه‌ی اجتماعی است . آدم‌هایش در یک وضعیت بغرنج اخلاقی گیر افتاده‌اند و فیلمساز می‌خواهد با گرفتن ژست بی‌طرفانه یک شمای کلی پرسش برانگیز از موقعیت به مخاطب انتقال دهد . سعادت آباد به عنوان یک نمونه از این گونه تنها در نیمی از راه موفق است . اما نمی‌تواند خود را از خط قضاوت دور نگه داد ؛ نام فیلم و پایان بندی بی‌رحمانه‌ و قطعی فیلم هیچ جای پرسش و ابهامی برای مخاطب خود باقی نمی‌گذارد .

58e851f30dacf332c5085e93feb16bcc

مازیار میری در به چالش کشیدن مخاطب در قصه‌ای که تمامش در فضای داخلی می‌گذرد موفق است . از ریتم نمی‌افتد ، زمان‌بندی اش برای طرح معما‌ هم استاندارد است . اما نتوانسته خود را از کلیشه‌های بازیگرانش نجات دهد . لیلا حاتمی همان زن در انتظار افسردگی این سال‌هایش است . و فاجعه‌ی مورد انتظار ، حامد بهداد است که با لب‌های آویزان و تکان‌های بی‌مورد و همیشگی بدنش خواسته در نقش قهرمان فیلم ظاهر شود غافل از این که قصه نیازی به قهرمان ندارد ! در عمل بازی بی‌ربطش به درام صحنه ، فیلم را از مسیر خارج می‌کند و در لحظاتی ، موقعیت بسیار جدی و نفس‌گیر فیلم را به مضحکه تبدیل می‌کند .

سعادت آباد می‌توانست فیلم بهتری باشد اگر کارگردانش به فکر کشاندن فن‌های بازیگر‌های فیلمش به سینما نبود .

I Am The Blues

وقتی نام آلبوم شما یک همچین جمله‌ی دو پهلویی باشد ؛ دو حالت دارد . یا شما دچار نارسیسم شدید هستید یا باید دچار نارسیسم شدید باشید . آقای ویلی دیکسون - willie Dixon - رو به شما معرفی می‌کنم . با آلبوم I Am The Blues که نامش هم برای اثبات غول بودن آقای دیکسون کافی است . نوازنده‌ی کنتر باس گروه‌های بلوز که سنش به ریشه‌های بلوز قد نمی‌دهد اما قطعن یکی از ریشه‌های بلوز است به خصوص مدل شیکاگویی بلوز . کافی است  به لیست آهنگ‌هایی که او نوشته نگاهی بیندازیم . Back Door Man , Bring It On Home , Spoonful و ادامه‌ی ماجرا ؛ که هر کدامشان از آثار برتر غول‌های بلوز محسوب می‌شود .

I Can’t Quit You Baby

Download

Untitled