

اگر در ماشین شما فقط جای یک نفر دیگر باشد کدامیک را سوار می کنید پیرزنی که
تنها است ، دوستی که جون شما را نجات داده ، دختر آرزوهاتون رو . این معمای
مطرح شد ه دربلوک 16 ا ست . معمای زندگی .
گاهی اوقات در هالیوود ا تفاقات خوشا یندی می ا فتد یکی از نمونه های سال
گذشته فیلم تصادف پل هاگیس بود که اسکار بهترین فیلم را هم برد اما سال 2006با
یک اتفاق تازه روبرو شده ایم فیلمی بدون ادعا و فوق العاده پایبند به اصول سینما ؛
بلوک 16.
در مورد سینما اگر هر نظری داشتم که برگشته اما یه چیزی رو هیچموقع ا زش کوتاه
نیومدم همراهی تماشاگر (البته از نوع آشنا با سینما) با فیلم ، بلوک 16 فیلمی
ا ست که وقتی دکمه پلی دستگاه را می زنی تا آخرش می روی و جنب
نمی خوری.
فیلم داستان پسرسیاه پوست خلافکاری به نام ادی است ( با بازی موس د ف با اون
صدای خاص و مسخره ا ش ) که قرار ا ست ساعت ده بر علیه شش پلیس خلافکار
در دادگاه شهادت بدهد . مامور رساندن ا و به دادگاه پلیسی به نام جک است
( بروس ویلیس) که دایم الخمر است و ا فسرده .در طی مسیر دادگاه پنج پلیس
خلافکار سعی در کشتن پسر سیاه پوست دارند که همگی از دوستا ن جک هستند
، جک که از ماجرا خبر ند ارد از پسرک خوشش آمده سعی در نجات ا و دارد . در میانه
های فیلم متوجه می شویم که جک نیز یکی از آ ن شش پلیس ا ست و تصمیم می
گیرد خودش علیه خودشان شهادت بدهد فیلم به ماجرای تعقیب و گریز ا ین پلیس
های خلافکار با این دو نفر می پردازد.
جدا از شخصیت پردازی های قابل قبول در فیلم مهم طریقه معرفی آنهاست ، که این
دومی نشان دهنده درا یت کارگردان ا ست . ورودی فیلم علاوه بر اینکه جنبه
سینمایی زیبایی دارد( ریتم ، موزیک و تا حدودی تعلیق) به معرفی شخصیتها نیز به
درستی می پردازد ( در کمترین زمان ممکن) ما در صحنه ا ول فیلم ( حدود 2دقیقه)
به طور کامل با شخصیت جک آ شنا می شویم وا ین یکی از شاهکارهای کارگردانی
است ، جک وارد صحنه قتلی می شود به ا و گوشزد می شود به هیچ چیز دست
نزند اما او تمام کابینت ها را باز می کند برای یافتن مشروب، همینطور نوع لنگ زدن
او ، سبیلش ، چروکهای پیشانی همه یه جورا یی افسرده بودن او را
می رساند.کات.
صحنه بعدی قرار ا ست ما با شخصیت ادی آشنا شویم ، باز هم یک شاهکار ، هیچ
تصویری از ا و نمی بینیم وفقط صدای ا و میاد که تند تند داره یک معما برای سلول
بغلی خود تعریف می کند ، حالا تصویر اورا میبینیم حرافی میکند ، دفترچه ای که
دستش هست می افتد وبا حالتی که اهمیت دفترچه اش را می رساند دولا می
شود تا آن را بردارد. شخصیتی تا حدودی مشنگ ، دوست داشتنی و حس کردن این
باور که او خلافکار حرفه ای نیست.
شاهکار سوم در شخصیت پردازی در صحنه ای است که پس از فرا ر کردن آنها از
د ست پلیس های خلافکار به خانه جک می رسند پسرک ا ز جک می پرسد
د ستشویی کجاست .
دا خل دستشویی پسرک را می بینیم که سرش را روی آ ینه می گذارد و چند قطره
اشک می ریزد ، او نمی خواست جلوی جک گریه کند، این صحنه شخصیت بزرگ
منش ا و را بر خلاف دید تماشاگر که او را ا ینگونه تصور نمی کند را نشان می دهد ،
روحیه ای خلل نا پذ یر.
فیلم در ادامه فیلم ریتم است ، ریتم ، ریتم ، ریتم. فیلمی دوست داشتنی که چون
سینماست در موردش نمی شود بافت . فیلمی ساده ، هیجانی ، و پر ازصحنه هایی
که انسانیت را در اعماق تباهی یاد آ ور می شود ( پلیسی فاسد ، و دزدی حرا ف
که آشنایی شان با هم سبب رهایی هر دو می شود ) .
جک در پایان فیلم می گه (( سوییچ ماشینو میدم به دوستی که جونم رو نجات داده تا
پیرزن رو به خونه اش برسونه خودم هم میرم با دختر آرزوهام قدم بزنم ))

