پنهان ا ثر تحسین برانگیز فیلمساز پیشگو

0)چکیده ای ا ز داستان

نوارهای ویدیویی ا ز بیرون خانه ژرژ به دست آ نها می رسد که نشان دهنده تحت نظارت بودن آنهاست .ژرژ سعی در یافتن شخص ارسا ل کننده نوارها دارد که با دیدن فیلم جدیدی یاد شش سا لگیش می ا فتد که پدر ومادرش سعی دارند پسری ا لجزایری تبار به نام مجید را که با از د ست دادن پدر ومادرش در کشتار ا لجزایری ها در فرانسه تنها مانده را به فرزندی قبول کنند اما ژرژ با حقه ای که به کار می گیرد باعث میشود که آنها از این کار سرباز بزنند و مجید را به یتیم خانه بسپرند . ژرژ که به مجید مشکوک شده به سراغ او میرود ، مجید همه چیز را انکار می کند.بعد از گم شدن پیرو، پسر ژرژ ا و از مجید شکایت می کند اما

مجید آزاد می شود وپی یرو نیز فردا به خانه بر می گردد.مجید

ژرژ را برای دادن توضیحاتی به خانه اش دعوت می کند اما در

مقابل چشمان ا و دست به خود کشی می زند.

1) فیلم پنهان اثر میشاییل هانکه ا ز آ ن فیلمهایی است که تا روزها انسان روبه خودش مشغول می کنه وآ ن هم به دلیل در گیر شدن

تماشاگر است با عوامل بیرونی داستان مثل احساس گناه ، نژاد پرستی ، نقش رسانه ها در شکل گیری ذهنیتها و شاید چندین موضوع دیگروجالب اینجاست که تمام ا ینها دراین فیلم با پیرنگ نه چندان غیر ساختارگرا ی داستان آ ن(چون برای گستردگی موضوع در یک فیلم اصولا

باید ساختار داستانی را کنار گذاشت مثل فیلمهای آبی یا جاده مالهالند)

به وقوع می پیوندد یعنی ما با داستا ن سر را ستی روبرو هستیم که در

پایان فیلم بدون هیچ پاسخی به بیننده وحتی بدون هیچ انگاره ای برای

او فیلم تمام میشود اما لایه های دیگر غیر داستانی فیلم بیننده را تاروزها درگیر خواهد کرد.

2) پنهان در مرز بین حماقت وشاهکار قدم بر میدارد وخوشبختانه

تبدیل به یک شاهکار میشود ، یکی از دلایل شاهکار بودن فیلم پایان

فیلم هست داستان به هیچ سرانجام خاصی نمی رسد ومشخص نمیشود چه کسی ویدیوها را می فرستاده (چه بسا این ویدیوها تصویرها یی ضبط شده توسط وجدان ما نباشد؟) ، در غیر ا ینصورت فیلم تبدیل به یک درام – جنایی دست چندم می شد .

3) عامل سکوت در فیلم پنهان یکی از تاثیر گذارترین عوامل در روند همراهی تماشاگر ا ست سکوتی که در ابتدا وانتهای فیلم ودر نمای طولانی ای ا ز خانه ژرژومدرسه پیر می بینیم ، پس ا ز صحنه خودکشی عجیب مجید باتماشاگری روبرو هستیم که بهت زده است ، دنیا برای ا و به پایان رسیده است ، احساس نفرت تمام وجود ا ورا گرفته واحتیاج به تفکر دارد، هانکه با سکوتی که بعد از این صحنه بر فیلم حاکم میشود وآ ن فضای تیره در اتا ق ژرژ هوشمندی خود را به رخ میکشد .

4) فیلم به بررسی نقش پنهان کاری ودروغ در جوامع می پردازد،ما در فیلم می بینیم که چگونه ژرژ با پنهان کاری خود زندگی اش را به بازی می گیرد ، نوعی دروغ گویی که با نیت در امان نگه داشتن خانواده اش صورت گرفته اما نتیجه خوشایندی ندارد همانطور که در فیلم به جنگ عراق اشاره می شود جنگی که با شعار زیبا ی دموکراسی آغاز شد اما چیزی جز دروغ و خون به ارمغان نیاورد.در فیلم حتی نقش های دروغ های رسانه ای را نیز می بینیم که منجر به نتیجه گیری های نا درست میشود همانطور که در این چند ساله به دلیل پنهان کاری در مورد مسا له اعراب واسلام اتفاق ا فتاد وامروزه عرب ومسلمان یعنی تروریسم .

پنهان تلاش میکند تا نقمی به جامعه خرده بورژوای امروز اروپا بزند ( مخصوصا فرانسه که نماینده روشنفکری اروپا ا ست) آنها که خود را نما ینده های برابری های اجتماعی ونژادی می دانند اما در شرایطی انگشت اتهام خود را به سوی جهان سومی ها دراز میکنند همانطور که در فیلم ژرژ مجید را فرستنده ویدیو ها میداند، در حقیقت پنهان می خواهد به ذهنیت رسانه ای شکل گرفته در میان جهان ا ولی ها بپردازد که همواره به جهان سومی ها به دید گناهکار مینگرند و همیشه در فکر این هستند که یکی می خواهد از آنها انتقام بگیرد.

5) در فیلم ژرژ دو بار خوا ب می بیند، یکبار زمانی که به مجید شک برده وخوا ب صحنه ای را می بیند که در شش سالگی ا تفاق ا فتاده بود ، مجید سر خروسی را میبرد وخون آن به صورت ژرژ می پاشد.(خروس نماد ملی فرانسه است) وخوا ب دوم زمانی ا ست که مجید خودکشی

کرده ، اینبار ا و صحنه ای را می بیند که بر اثر دروغی که ا و به پدر ومادرش گفته است آ نها مجید را به یتیم خانه می سپراند ، صحنه ای که در آ ن تلاش برا ی بقا را مشاهده می کنیم.این دو صحنه بسیار در فیلم کلیدی است که در خواب ا ول نشان دهنده نوعی ذهنی مریض نسبت به مجید است ودر خواب دوم رجعت به وجدان ژرژ دیده می شود.

6) فیلم تنها یک صحنه خشن ( به زعمی هم دو صحنه ) دارد اما به قدری این صحنه تا ثیر گذار است که دیدن این فیلم برای افراد زیر

17سال فقط با همراهی والدین امکان پذیر ا ست ، این صحنه زمانی

ا ست که مجید پیش روی ژرژ رگ گردن خود را به طور ناگهانی می زند(تواین چند ساله هیچ صحنه خشنی با این تاثیر گذاری ندیده بودم جز صحنه به قتل رسیدن یک بچه چهار پنج ساله تو فیلم شهر خدا)، در حقیقت میتوان فیلم را به دونیمه برزخی – جهنمی تقسیم کرد که نیمه قبل از این صحنه برزخی است که همش منتظر یک ا تفاقی ونیمه بعد از خودکشی مجید دیگر همه چیز تیره وتار ا ست .

7) از نکات فنی جالب فیلم استفاده از فیلتر زرد در بعضی از صحنه های خاص است که آدم را یاد فضاهای مکزیکی فیلمهای این چند سا ل اخیر می اندازد و دیگری ا ستفاده از نماهای طولانی ثابت بدون دیالوگ ا ست که جزء عنا صر سینمای هانکه است .

8) بازی دانیل اوتوی در این فیلم تا حد بسیار زیادی خوب است اما بازی موریس بنیشو در نقش مجید ( حدودا سه چهار دقیقه) فوق العاده ا ست و ژولیت بینوش هم هیچ چیزی برای نشان دادن ندارد.

ری ، فیلمی برای ری چارلز

فیلم RAY به جریان زندگی خواننده فقید و نابینا ی آمریکا ری چارلز می پردازد.خواننده وپیانیستی که با غلبه بر این نقیصه خدادی به بالاترین سطوح موسیقی رسید .

سبک موسیقی ری چارلزبه گستر د گی موسیقی در دهه های مختلف امریکا است ، GOSPEL، BLOUS، JAZZ، وحتی رگه هایی از موسیقی COUNTRYوPOP اما در دهه 60 نوعی از موسیقی ای را ارایه داد که تنها به نام چارلز شناخته شده است وآن SOUL است تلفیق از GOSPEL و JAZZ .

فیلم ، فیلم ساده ای است که ارزش آن در جذابیت ری چارلز است و همچنین بازی فوق تصور جیمی فاکس در نقش ا و ، فاکسی که در فیلم وثیقه تصویر خوبی بر ذهن بیننده گذاشت اینبار اما هیچ فاکسی در فیلم دیده نمی شود او آنقدر در نقش فرو رفته که گویی ری زنده شده است وروبرویت نشسته است ، هنرمندی فاکس زمانی دیده می شود که به زیبایی تیکهای حرکتی ری چارلز را در می آورد ، نوع قدم گذاشتن او با ری مو نمی زند و در آخر لب خوانی در هنگام اجرای آهنگها به گونه ای است که احساس می کنی تصاویر مستند است . می شود گفت که بار کل فیلم بر دوش جیمی فاکس است .

قصه اما نقصهای فراوانی دارد نپرداختن درست به جنبه های شخصیتی ری و همچنین کمرنگ بودن خا نواده او در فیلم و همینطور دوره زمانی ای از زندگی ری که در فیلم می بینیم نمی تواند به تمام زوایای موسیقیایی زندگی او بپردازد. فیلم می توانست بسیاری کوتاهتر از آنچیزی باشد که دیده می شود واین یکی از ضعف های فیلم است .

صحنه های خواندن ری در فیلم بسیار شو گونه است در حالی که بیننده به کنسرتها وشوهای او دسترسی دارد وبهتر این بود کارگردان بیشتر شخصی عمل کرده وصحنه هایی از آهنگ های ری را انتخاب می کرد که در جاهایی غیر رسمی دارد می خواند و اون حالت بومی بودن این نوع موسیقی ها را حفظ می کرد مثل فیلم ای برادر کجایی( که اگر ندیده اید ، کل عمرتان را ساعت 9 بزارید جلوی در) ، فیلم خیلی کم به آهنگهای GOSPEL ری چارلز می پردازد.

شخصیت پردازی ها و انتخاب بازیگران از نقاط دلچسب فیلم محسوب می شود و مشخص کننده این است که علاوه بر شخصیت ری دیگر شخصیتها هم از اهمیت خاصی در ساخت داستانی فیلم بر خوردارند، مخصوصا شخصیت مادر چارلز که به خوبی نقش او در پیشرفت ری در فیلم دیده می شود ، از دیگر نکات خوب فیلم فلاش بکهایی است که به کودکی چارلز زده می شود ، نور پردازی و حس تعلیق فوق العاده ای که در این فلاش بک ها دیده می شود باعث بیرون آمدن داستان فیلم از یکنواختی خاص فیلمهای زندگی نامه ای می شود.

نور پردازی و صحنه پردازی به جا و متنوع فیلم از شاخص ترین نکات فیلم است برای توجه به این موضوع دقت کنید به صحنه پردازی ورنگبندی صحنه کنسرتها ، بارهای سیاه پوستان و صحنه های کودکی ری . البته باز هم بازی جیمی فاکس فراموش نشود.

فیلم RAY ارزش آرشیو کردن را دارد فقط به خاطر ری چارلز ، ری چارلز افسانه ای .

مترو ساخته لوک بسون ، فرانسوی هالیوودی

مترو از اولین ساخته های کارگردان فرانسوی هالیوودی شده لوک بسون

است که این فیلم را قبل ماجرای آمریکایی شدنش ساخته است .

داستان فیلم تقریبا به طور کامل در متروی پاریس می گذرد .

فرد با بازی کریستوفر لامبرت با دزدیدن مدارکی و پناه گرفتن در مترو

خواهان گرفتن باج از یک گروه گنگستری است که هلن ( ایزابل آجانی )

نیز عضوی از آن است اما با دیدن او می فهمد که عشق چیز دیگری است .

تمایل لوک بسون به سینمای صامت در کارهای ابتدایی او بسیار شیرین و

دلپذیر است در مترو با سلاخی دیالوگها روبروییم و ندرتا گفتار از

تصویر در فیلم پیشی می گیرد چیزی که این روزها کمتر می توان آن را دید

در حقیقت تصویر ودوربین مهمترین عنصر صحنه هستند .جالب است فیلم

اول او " le dernier combat " کاملا صامت است و هیچ دیالوگی در آن شنیده

نمی شود .

شخصیتهای شوخ وشنگ ( مشنگ ) داستان فیلم را به هجو نزدیک می کنند

مردان دست و پا چلفتی پلیس گنگسترهای ترسو واحمق و تمام افرادی

که در مترو زندگی می کنند و حتی خود شخصیتهای اصلی فیلم، فرد

که با صورت بی روح وخونسردی عذاب دهنده اش به شخصیتی کارتونی

نزدیک می شود وهمینطور هلن با نوع آرایش و نوع پوشش انتخاب شده

برای او بیشتر به عروسک می ماند تا گنگستر. اما طراحی این همه

شخصیت مشنگ در این فیلم اصلا به خود فیلم ضربه نمی زند چون فیلم

علی رغم پایان درامش قرار نیست یک درام باشد . سکانس ابتدایی فیلم

که به تعقیب وگریز میان فرد وگنگستر ها می پردازد از صحنه های دیدنی

فیلم است که در همان سکانس تماشاگر با هجوم اطلاعات به سوی خود

مواجه می شود ۱) فرد فردی خونسرد است 2) با فیلمی خنده دار طرفیم

3) گنگستر ها بی عرضه اند 4) فرد عاشق موسیقی است ( تصور کنید

در حال فرار نوار داخل ضبط ماشین تمام می شود و شما در همان حال

سرتان را کرده اید تو داشبورد تا نوار مورد علاقه تا را پیدا کنید و گوش

دهید ) واین سکانس یعنی سینما یعنی اینکه در کمترین زمان ممکن

تصور بیننده راجع به شخصیت های داستانت را شکل بدهی .

موسیقی در این فیلم بیداد می کند که در سکانس پایانی فیلم به خوبی

نمایان است .

واما ژان رنو که فکر میکنم در کل فیلم دو سه کلمه بیشتر حرف نزد ،

نوازنده درامزی که در مترو زندگی میکند و از درامز فقط دوتا چوب دهل

آنرا دارد . گریماو واقعا خنده دار است و بازی اش که بیشتر با چشمش اینکار را انجام

می دهد فوق العاده . ژان رنو دهه هشتاد فکر می کنم خیلی بهتر است

از ژان رنویی است که تو فیلم های هالیوودی می بینیم.

کلا فیلم خوبی است که از امکاناتی که فیلمنامه در اختیارش گذاشته به

بهترین نحو استفاده می کند .

فرد برای هلن وموسیقی هر کاری می کند. شما برای چی و چه کسی ؟


Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes