فرزندان بشریت ، ببین دیازپام 10 خورانده ند خلق را

بعد از ساختنه شدن عشق سگی از ایناریتو سینمای مکزیکی بیش از پیش در محافل سینمیی صاحب قدرت شد و سینما گرلن موفق مکزیکی به نوبت جذب استودیوهای هالیوود شدند . به طوری که امسال سه کارگردان مکزیکی در جوایز اسکار حضور داشتند . گیرمو دل تورو با هزار توی پن ، فیلمی که دهان همه را از پیوند زیبای فانتزی و  خشونتی بی واسطه باز گذاشت ، ایناریتو بعد از ساخت دو شاهکار خود به سراغ موضوعی جهانی رفت و روایت پازل گونه خویش را در بابل هم حفظ کرد و آلفونسو کوران هم فرزندان بشریت (فرزندان آدم) را ساخت فیلمی که از سوی آکادمی و خیلی از جشنواره ها نادیده گرفته شد ولی به زعم بنده و خیلی ها فرزندان بشریت جزء سه فیلم موفق 2006 بودند .

 شاید بتوان گفت که فرزندان بشریت به خاطر نمایش منزجر کننده از قدرت های جهانی و توتالیتر دانستن آن ها و همچنین نگاه آکنده از دلسوزی اش به تروریسم ( به زعم محافظه کاران کاخ سفیدی ) از سوی آکادمی نادیده گرفته شد . فرزندان بشریت جهانی بی امید و مصرف زده را به نمایش می کشد که انسان از هر سو از طرف حکومت زیر نظر گرفته می شوی و قدرت ها با انسان بسان حیوان هایی رفتار میکنند که حتی حق امیدواری به آینده را هم نباید داشته باشند . کوران با نمایش نمادین ساخته شده از زندان ابوغریب تکلیف خود را با تماشاگر روشن می کند .

نمایش خشونت در این فیلم هیچ نمود فانتزیک و دور از واقعیت ندارد، در فرزندان بشریت با سلسله اعمال خشونت هایی طرفیم که برای بیننده بدون واسطه به نمایش در می آید ، شاید آخرین باری که نمایش خشونت را به درست ترین و مرعوب کننده ترین شکلش در سینما دیدم مربوط به تک صحنه خشن " پنهان " بود ولی دو سال بعد بار دیگر با نمایش یک خشونت بدون واسطه طرف شدم خشونتی که حتی به عناصر فرمی خود فیلم رحم نمی کند نمونه اش صحنه هایی که قطره های خون روی صفحه دوربین نمایش داده می شود و ما هم چند دقیقه ای صحنه را با لکه های خون روی دوربین دنبال می کنیم .

فیلم قاعده دراماتیک نبرد خیر وشررا در فضایی به تصویر می کشد که علاوه بر تم منحصر به فرد فیلمنامه دارای المان های فلسفی زیادی برای مباحث نظری نیز هست از جمله آینده بشریت ، رابطه حکومت ها با اخلاق،قدرت های میلیتاریستی و مبارزات تروریستی و بالاخره امید که تمام فیلم را همچون اسبی سرکش به دنبال خود می کشد .

امانویل لوبسکی مکزیکی دیگری است که فیلمبرداری این فیلم را انجام داده و برای این کار نامزد اسکار هم شد . برای دانستن زیبایی کار او همان بس که او فیلمبردار آثار بزرگی مثل اسلیپی هالوی تیم برتون ، دنیای جدید اسپیلبرگ و علی از مایکل مان بوده است . بخش پایانی فیلم مدیون فیلمبردار بزرگی همچون اوست که با درایتش فضا را بیشتر مسند گونه می کند و این در قدرت پایان بندی فیلم اثر فراوانی دارد .  

پ ن : شاید خنده دار باشد ولی به نظرمن بهترین فیلم های قرن 21 به ترتیب این ها هستند 1) پنهان از میشاییل هانکه 2) شهر خدا از فرناندو میرلس 3) فرزندان بشریت از آلفونسو کوران

 

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes