آقای سرگیجه 4 ، لینچ عکاس باشی

حقیقتن از دیدن اینکه یک انسان تو کره خاکی تا چه اندازه می تونه مثل لینچ به دنیا تیره و تار نگاه کنه برایم عجیب است . جالب است لینچ روزی دو بار مدیتیشن انجام می دهد . در نظر بگیرید آدمی که شغل اصلیش سینما ست و سینمایش به راز سر به مهری می ماند که می خواهد خفه ات کند ، فیلم های او پر است از تباهی هزار توهای پیچیده معما گونه بدون جواب ، چیزی شبیه سوت های ممتد اعصاب خرد کن ولی لذت بخش ، نقاشی هایش را هم که دیدید کم از دنیای سیاه فیلم هایش ندارد ، عکس هاش هم بدتر از این دوتا ، پس نتیجه اینکه یه همچین شخصی برای خلق همچین فضاهای مخوف و پیچیده باید شیوه زندگیش هم همینگونه باشد ، چه رنجی می کشد دیوید لینچ ، همیشه به دوستانم می گویم چه رنجی می کشد ذهن دیوید لینچ از دست این آدم . سال هاست زندگیش شده این ها ، خود او در جاهای مختلفی گفته : (( من عاشق کارخانه ام و لوله هایی که از آن جا رد شده است . من عاشق بخار های متصاعد شده از دودکش های کارخانه ه ام و مردانی که در آن جا سخت کار می کنند ، من نگاه کردن به لجن را دوست دارم .)) یا در جایی دیگر که می گوید :(( اگر شما به من بگویید برویم به دیدن دیزنی لند یا یک کارخانه متروکه ، هیچ کس انتخابی که من می کنم را نخواهد داشت چون من کارخانه را انتخاب می کنم .)) شاید نمود اصلی عکس های لینچ خصوصن مجموعه عکس های صنعتی او را در کله پاک کن ببینیم ، فیلمی که پر است از سر و صداهای گوش خراش ، فضای صنعت زده شهری بی امید و کاملن تیره . زیاد رورده درازی نکنم بریم سراغ عکس های او که آن ها را را می توان در سه مجموعه دود ، تن و صنعت جای داد .

مجموعه تن
مجموعه دود

مجموعه صنعت

فایل کامل عکس های دیوید لینچ را می توانید از لینک زیر دانلود کنید


DivShare File - photography.rar
Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes