چند ماه پیش که با تک آهنگ های دانلودی محسن نامجو حال می کردم ناگهان اتفاق عجیبی افتاد برادرم یک cd از همه آهنگ های محسن نامجو را بهم داد( حدود 60 تراک) . جریان چی بود ؟ یکی از دوستان محسن خان نامجو به برادر ما در قبال کاری که برایش کرده بود کارهای محسن نامجو را هدیه داده بود و قسم مایه که کپی نکشید ، رایت نکنید ، به کسی ندید ( خدا به دور) . خوب ما هم نامردی نکردیم برای عشاق محسن نامجو رایترمان را به کار انداختیم و کلی قول و قسم که بچه ها کپی نکنید یه وقتا و آن ها هم رایتر ها را به کار انداختند .
1) مطمینن در این چند وقت به این جمله زیاد برخوردید که " من کارای محسن نامجو را دانلود کردم ولی به محض اینکه آلبومش بیاد بیرون خودم اولین نفری خواهم بود که آن را میخرم " . به این می گویند یک گزاره اخلاقی برای توجیه امر غیر اخلاقی نمونه هایش هم فراوان . جنگ عراق ، گزاره اخلاقی دموکراسی برای توجیه امر غیر اخلاقی جنگ . انسان موجود عجیبی است .
2) کپی رایت بیشتر از آنکه امری برآمده از سیستمهای حال به هم زن استودیویی باشد به بحث وجدان و اخلاق بر می گردد و به نظر من پیوند میان تخدی از قوانین کپی رایت و عمل غیر اخلاقی آن قدر ها هم شدید نیست بلکه شدیدن معتقدم حداقل راجع به محسن نامجو امر غیر اخلاقی ( دانلود ها ، کپی ها ، احترام نگذاشتن به قوانین کپی رایت ) منجر به نتیجه ای فوق العاده شیرین برای خود محسن نامجو و اربابان کپی رایت خواهد شد و آن هم فروش بالای آلبوم مجوز دار محسن نامجو خواهد بود . این راهم فراموش نکنیم جنگ کثیف عراق نتیجه شیرینی مثل اعدام صدام داشت .
3) عرفای سرخپوست ( کارلوس کاستاندا و) معتقدند انسان درسال های آینده فقط برای لذات روحی و روانی ( معنوی ) هزینه می کند و نه برای غذا و نیاز های جسمانی .منتظر همچین روزی هستم به شدت .
4) قوانین کپی رایت هم مثل تمام قوانین برآیند عقل جمعی است ( چه واژه تهوع آوری ) و ایکاش برآیند لذت جمعی بود . این روزها عقل جمعی می گوید آقایان ، خانم ها فیلم نقاب را در سینما ببینید و cd اش رو نخرید . ولی لذت جمعی می گوید چرا باید نسخه مثله شده فیلم را تو سالن های درب و داغان شهرمان ببینم ولی فیلم کامل نقاب ( شما بخوانید نسخه دیگر ) رو در سینمای خانگی خودم با بهترین کیفیت نبینم . آیا این کار یک امر ضد انسانی و ضد هنر است ؟ اگر کپی رایت راجع به فرانس کافکا رعایت شده بود خیلی از نوشته های او را الان ما نمی خواندیم چون طبق وصیتش باید آن ها از بین برده می شد . آقای سالینجرحق دارد کتاب جدیدش را از کتاب فروشی ها جمع کند ؟ آیا مولف نمرده است ؟
نتیجه گیری تخمی : منوچهر بدیعی سال ها پیش اولیس (بزرگ ترین رمان قرن بیستم ) اثر جیمز جویس را ترجمه کرده است ولی هیچگاه مجوز چاپ نگرفته . یکی از دوستان منوچهر بدیعی زحمت بکشد و ترجمه ایشان را با بیخیال شدن قوانین کی رایت به دست افست کاران خیابان انقلاب بسپارند ، آن ها خودشان باعث لذت جمعی از جویس خوانی یک نسل می شوند . ودیگر منوچهر بدیعی هم آزویش را به گور نمیبرد .

