علی شنتوری یا به حسابی ریدی داداش

ملودرام قروقاط زده ی موزیکال تراژدیکال به اضافه مقدار نامتنابهی مهمونی آنچنانی و راویتی دم دستی  که قرار است موعظه کند که نکشید آقا مواد جیز است و خدا رو شکر که جناب مهرجویی توانستند در همین ملودرام تراژدیکال موزیکال با تمایلات کمیک نسبت به جناب تمایل و صاحب خونه ی 4xnh9oz  شبیه سازی شده به گوریل انگوری حساب خودشان را با قوم الظالمین نیز تصفیه کنند تا زین پس شاهد باشیم که  سینمای ایران توانایی تلفیق ژانرهای ریز و درشت سینما را در یک فیلم 90 دقیقه ای را دارد وهمچنین تدوین پا بساطی و یه دوجین پوسترهای خریداری شده از میدان انقلاب که به احتمال بار طراحی صحنه را بر دوش داشتند و آه تا یادمان نرفته از اشارات فرهنگی به یافت نشدن مداد در منزل قوم الظالمین . داریوش جون خوب چه کاریه وسط فیلم یه مونولوگ می گرفتی از علی شنتوری که سرانه ی مطالعه در کشور فلان قدر است و خلاص.ای آه که بسوزد پدر روشنفکری در ایران که همه ی حرف های عالم را بلد است و فیلم می سازد که مقاله نوشته باشد و مقاله می نویسد که دنیا را عوض کند . 

ولی می توان به بازی زیبای بهرام رادان دل بست که بعید بود همچین چیزی از او و گلشیفته که همان است که هست ، همیشه خوب و موسیقی دیوانه کننده ی محسن چاووشی و اردوان کامکار.

و این محمد رضای شریفی نیای پدر سوخته که خوب پروداکشنی تهیه دیده بود.

 

Technorati tags: //

 

خوب بد زشت ، به روایت برادران کوئن

اتفاق خاصی نیفتاده . خوب ، بد ، زشت از نوع کوئنی  با همان فرمول جواب داده به سبک فیلم جنایی های کلاسیک . قاتل خونسرد ، مرد طماع و پلیس خوب . این بار برخلاف خوب بد زشت سرجیو لئونه که خوب پیروز نهایی بود زشت است که بهترین است او یکی از خاص ترین قاتلان این چند دهه ی سینما است البته و صد البته به لطف بازی حیرت انگیز خاویر باردم که بی شک اسکار را از همین حالا باید برایش کنار گذاشت وچه فرصت خوبی است که اشاره کنم به بازی او در اشباح گویا که آنجا هم فوق العاده است و چه قدر شبیه به همین بازی .

2235771929_f2ce9bbf6c

کوئن ها مانند خیلی از مستقل کاران آمریکایی درکشان از لوکیشن آن درس آموخته های نظام استودیویی نیست .در تقاطع میلر ، ای برادر کجایی و به خصوص فارگو ( گفته اند پیرمردان .... نسخه ی بیابانی فارگو است ) توجه کوئن ها به لوکیشن به خوبی قابل درک است ، این بار هم مستثنی نیست پیرمردها کشور ندارند (وطن ندارند ، مملکت ندارند یا هر کوفت و زهر مار دیگری که ندارند) را به خاطر لوکیشنش و همینطور حس غریب فیلمبرداری سکانس های بیابانیش و همچنین توجه هجو آمیزش بر سنت های پوششی غرب آمریکای می توان یک نئو وسترن هم نامید .

کمترین استفاده از نور مصنوعی در این فیلم به شدت کار را برای فیلمبردار (راجر دارکین) سخت کرده ولی آن هراس و دلهره ی سکانس های شبانه رو با این ترفند بهتر می توان لمس کرد خصوصن اگر یک طرف قضیه قاتلی به نام آنتوان باشد .

نکته ای که برای من نگران کننده بود این بود که در این فیلم نه شخصیت کوئنی دیدم ونه از آن لایه های پنهان هجو در درام خبری بود و خوب این همان چیزی است که من را عاشق برادران کوئن کرد یعنی ارجاعات مسخره آمیز به خود سینما آنگونه که در تقاطع میلر و فارگو به نوآر و در ای برادر کجایی به همه چیز ، در این فیلم از این خبرها نیست . شسته رفته و بی نقص یک داستان تعریف شده است.

بگذارید روشن کنم که هیچ ایرادی در کارکرد کاراکتر ها نمی بینم بلکه امکانات متن به حد بسیار مطلوب در فیلم رعایت شده و هیچ جای غر و زر نیست اما آن منحصر به فردی شخصیت های فیلم های کوئن ها در این کار دیده نمی شود مثلن مقایسه کنید جانیان فارگو رو با آنتوان چیگور در پیرمردها یا پلیس فارگو با پلیس پیرمردها همینطور در ای برادرکجایی شخصیت های خل و چل مریخی که در سینما بی همتایند. این ضعف فیلم نیست بلکه عقب گرد برادران است .

امیدوارم اقتباس بلای جان کوئن ها نشود چون به شدت از مختصات کوئنی  آثارشان می کاهد در قاتلین پیرزن که تبدیل شد به تراژدی فیلمسازی آن ها و در پیرمردها هم شد فیلم خیلی خوبی که کمتر کوئنی است.

بعید است که کسی تام لی جونز بهتری نسبت به این کار ندیده باشد ولی برای دوستانی که تام ، تام می کنند توصیه می شود بروند تدفین سه گانه ملکیادس استرادا را ببینند .

فیلم نامزد هشت اسکار است ، کارگردانی (چیزی که این دو برادر هنوز به آن نرسیده اند ) ، فیلمنامه ، بازیگر مکمل مرد ، فیلمبرداری ، تدوین ،طراحی صدا (و این نکته در این متن چه قدر مغفول ماند ) ، تدوین صدا و بلاخره بهترین فیلم.

 

چند خط از تاتر

چند شب پیش نمایش پادشاه و آنجلو را در جشنواره تاتر دیدم . آیا بضاعت تاتر ما این است ؟ یک نمایشنامه ساده انگارانه که قرار است درباره همه چیز اظهار نظر کند ، کشتار مردم روآندا ، جنگ عراق ، سینما و هرچه که فکرش را بکنید. و تازه تجربه گرا هم باشد ، به دکور و گریم و طراحی لباس هم اهمیت ندهد. چه فکر کرده اند آقایان دژاکام و ایوب خانی ، نکند خیال می کنند دارند حرف های جدیدی می زنند که دنیا عوض خواهد شد. خلاصه خیلی مزخرف بود ، همچنین بازی شیرین بینا.

در مورد افرای بهرام بیضایی هم همین بس که فیلمفارسی خوبی که روی صحنه اجراء می شد با یک روایت بسیار ساده و کلاسیک تاتری و صد البته یک افشین هاشمی فوق العاده .

afra- ali zareh86 (6)

در روزهای به گه کشیده شدن جشنواره فیلم فجر توسط عناصر نفوذی کیهان به مقام های وزارت و مشاورت فرهنگی ، در جشنواره تاتر فجر دارد اتفاقات خوبی می افتد ، پس این چند روز باقیمانده را از دست ندهید .

پ ن : گویا اشتباه شد . جشنواره تاتر فجر هم به گه کشیده شده انگار . وقتی دوستان به جان هم می افتند. این و این را ببینید ، موضوع روشن خواهد شد.
Technorati tags:

عکاسی های من

05-01-08_2143

 تهران - دربند - امامزاده قاسم - دی ماه 1386

Technorati tags:
Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes