" این چشم اندازه زندگی پس از مرگه ، تو دل خیلی ها را شکستی ، تو به هیچ چیز اعتقاد نداشتی"
مایک انسلین نویسنده ی کافر کتاب های ترسناک برای نوشتن کتاب جدید خود تن به اقامت در اتاق 1408 هتلی قدیمی در نیویورک می دهد، اتاقی که کسی از آن زنده بیرون نیامده .
1408 تصویری مخوف از زندگی پس از مرگ کافران است با تکیه بر ایدئولوژی راست گرایانه نظام استودیویی که یک سرش در رویا سازی و صنعت پول پارو کن است (آخور) و سر دیگرش در اعتقاداتی است که به متظاهر ترین شکل ممکن به ظهور می رسند.
تریلر وحشتناکی که از نیمه ی راه ملال آور می شود و دیگر هیچ ورق جدیدی برای رو کردن ندارد ، پس دست به انتحار می زند و مایک انسلین را از اتاق بیرون می کشد و دوباره پس از چند دقیقه بدون هیچ زیبایی شناسی روایی دوباره او را به اتاق بر می گرداند و تئوری های مذهبی خودش را صادر می کند .
استفاده از جلوه های صوتی و بصری اپیدمیک سینمای وحشت در فیلم معقول و مایه ی آبروی هافستروم است .همچنین موسیقی متنی که همیشه نقطه ی قوت هالیوود بوده.
1408 در حد ایده ای فوق العاده است که کارگردانش به شدت خواسته به متن استفن کینگ وفادار باشد پس به همین دلیل بازی بیش از تحمل تماشاگر ادامه می یابد .
جمله ی ابتدایی این پست مهمترین عنصر برای تحلیل فیلم است ، جمله ای که از زبان مدیر هتل در توهمات انسلین در اتاق می شنویم ؛ مایک انسلین در دوزخ خود خواسته با تجسم عینی اعمال و افکار پلیدش روبرو می شود ؛ این تئوری فیلم است در حالی که هیچ جوابی برای این سوال ندارد که کشته شدگان دیگر این اتاق که کودک هم در میان آن ها بوده به چه گناهی به این دوزخ گرفتار شدند ؟
فیلم را ببینید و دنبال دلیل نگردید .

