دیدن REC یک تجربه ی ناب است از در گیر شدن تمام و کمال در یک اتفاق وحشت انگیز .
1 ) دیدن یک فیلم ترسناک از سینمای اسپانیا آن هم بلافاصله بعد از دیدن یتیم خانه ، دیگر فیلم ترسناک این سال های اسپانیا ، و همین طور یاد آوری “ دیگران “ اثر بی نظیر آمنه بار خبر از اتفاق جدید سینمای اروپا می دهد . سینمای وحشت اسپانیا . ولی باید اعتراف کرد که این سینمای تازه شکل گرفته بر خلاف سینمای وحشت هالیوود ، ایتالیا و همچنین جی هرور هیچگونه قواعد و اصول از پیش طراحی شده ای ندارد .
2 ) اگر کارکرد سینما را ارائه ی " متن دروغینی " در نظر بگیریم که قرار است در پروسه ی پشت صحنه برای ما واقع پنداری را به ارمغان بیاورد در این جا ما با یک “ پاد متن “ طرفیم که در عمل بیننده را خلع سلاح می کند و متن دروغین را نه به مثابه ی حقیقت باز تولید شده بلکه به عنوان خود حقیقت به بیننده عرضه می کند .
3) فیلم ادای دینی است به دوربین ، دوربین به مثابه ی شی ء مقدس به عنوان یک کاراکتر خود را به قصه چسبانده و این همان پاد متن مورد نظر است ، حلقه ی گمشده ی فیلم های ترسناک ، حقیقتی که با حذف عوامل پشت صحنه به نشانه ای از تنها حقیقت موجود خود را مطرح می کند .
4 ) سبک غریب فیلم یادآور دگما 95 است . نبودن نور مصنوعی ، میزانسن های غیرمعمول و قاب بندی های تجربی . ولی نکته ای که " ضبط " را از دگما مستثنی می کند رسیدن از ایده و طرح به یک سبک است در حالی که در فیلم های دگما این فرآیند کاملن برعکس است . در دگما شما با یک دستورالعمل طرفید که بر اساس ظرفیت های آن شروع به سوژه پردازی و تولید می کنید .
Technorati Tags:
cinema,
movie,
critic,
rec