Recent Posts

ایثار و آندره‌ی عزیز

راه جاودانگی و ابدیت از ایثار می‌گذشت . فقدان . فقدان . در فقدان رابطه‌ها و آدم‌ها و خانه‌ها . راز‌های جهان پس از فقدان همه چیز آشکار خواهد شد . در نیستی . آن‌گاه که خانه به آتش کشیده شده و فرزندان رانده و زبان در کام و زنی با دوچرخه تمام دشت را عاشقی می‌کند . حالا وقت شکوفه دادن درخت خشک کنار ساحل است . ایثار قابله‌ی ایمان است در زهدان سرشت و سرنوشت و “ ایثار‌” قسمتی از وجود ما . آه ! آندره‌ی عزیز *.

ts9

“ خداوندا در این وقت مخوف ما را نجات بده . مرگ را برای فرزندانم مخواه . و نه برای دوستانم ، نه همسرم و نه ویکتور و نه برای هر کس که تو را دوست دارد و به تو باور دارد . و آن کس که به تو ایمان ندارد نابینا است . و فرصتی برای اندیشیدن به تو نداشته است . یا هرگز در نهایت اندوه نبوده . برای کسانی که اینک بی‌بهره از امید،  از آینده ،  از زندگی ، از اقبال این که بگذارند افکارشان نزد تو بیاید . کسانی که در ترس غوطه ور هستند و در احساس نزدیک شدن به پایان . می‌ترسند نه برای خود بل‌که برای نزدیکان‌شان ، برای آنان که یاوری جز تو ندارند . زیرا این جنگ ، جنگ آخرین است و مخوف . نه فاتحی بر‌جای می‌گذارد و نه مغلوبی . نه شهر و نه روستایی . نه سبزینگی و نه درختی . نه آبی در چشمه‌ای و نه پرنده‌ای در آسمان . هر چه دارم در راه تو خواهم داد . خانواده‌ام را که عاشقانه دوست دارم ترک خواهم کرد . خانه‌ام را . فرزندانم را خواهم راند . زبان در کام فرو خواهم بست . دیگر با هیچ کس سخن نخواهم گفت . هر آن‌چه که مرا به زندگی پیوند می‌دهد  رها خواهم کرد . در ازایش تو فقط همه چیز را به همان شکلی برگردان که پیش‌تر بوده . به شکل امروز صبح ، مثل دیروز . بدون هیچ نشانی از واهمه ، بیماری‌های مرگ‌بار و این همه ترس مثل حیوانات . خدایا کمکم کن . هر چه را که وعده داده‌ام عمل خواهم کرد . “        ایثار / آندره تارکوفسکی / 1986

دیدن این عکس در برگه‌های اولدفشن و این مطلب علی رضا معتمدی وسوسه‌ام کرد برای واکاوی دوباره‌ی فیلمی که سال‌ها می‌شود با آن نفس کشید و در فضایش زیست . کتاب مقدسی که کهنگی نمی‌پذیرد . ایثار آندره‌ی عزیز . تبعیدی خداجوی و رازآلودی که فیلم‌هایش گره از راز‌های هستی می‌گشود .

* آندره‌ی عزیز نام بخش بزرگداشت فیلم‌های مستند مربوط به تارکوفسکی در جشنواره‌ مستند پونتو دویستا +