Recent Posts

تاریخ به روایت تارانتینو

بعد از دیدن آخرین فیلم‌های فون‌تریه و جارموش کم کم داشتم از این سال سینمایی نا امید می‌شدم ؛ ولی حرامزاده‌های لعنتی کیفورم کرد . یاد پالپ فیکشن و سگ‌های انباری را زنده می‌کند لامصب . مخصوصن با اون سکانس افتتاحیه‌ی نفس گیرش و اون سکانس بلند و  خونینش تو بار که یادآور سکانس اول سگ‌های انباری و پالپ فیکشن  است ( همونایی که تو کافه است ) . کلن برادر کوئینتین نشون داده که تو صحنه‌های دور‌همی تو کافه و بار تخصص داره و البته خون و خون‌ریزی .

54-9254-54-inglourious-basterds

فیلم چهل‌تکه‌ای  که تکه‌هاش خوب با هم چفت شدن . لودگی فیلم و وجه تراژیکش رو فقط اعجوبه‌ای مثل تارانتینو می‌تونست تا این اندازه  دل‌چسب کنار هم قرار بده .

دیگه چیز عجیبی نیست که باز هم رگه‌های پر رنگی از B-Movie  رو تو فیلم می بینیم . دیگه شده جزء نقاط قوت تارانتینو .

بازی‌ها همه خیلی خوب غیر از این براد پیت که فیزیک بازیش شخصیت رو تحت تاثیر قرار داده بود . زیادی جدی گرفته بود . ولی امان از کریستوف والز تو نقش کلنل لاندا ؛ تکرار نشدنی است . کل فیلم مدیون‌شه .

فیلم پر است از ارجاع‌های تمسخر آمیز به کلیشه‌های صنعت سینما . کافه فرانسوی ، ابهت نازیسم یا از همه ضایع‌تر سکانس آخر و آدم قهرمان آمریکایی فیلم .

انیو موریکونه شم خوب بود ، همین‌طور لباس قرمز ملانی لورنت .

2 نظر:

داوود گفت...

من از لیست تو رفیق قدیمی و مردی از لندن رو ندیدم. از بلا تار فقط هارمونی‌های ورک‌مایستر رو دیدم. دوبار پشت هم نشستم و نگاش کردم. مردی از لندن رو هم گذاشتم و یکمی نگاه کردم و قطعش کردم... البته یکمی اوضاع شخصی و اجتماعی که بهتر بشه و حوصلم برگرده سر جاش احتمالا بشینم این فیلم رو هم ببینم.
درباره ی فیلم تارانتینو هم باهات موافقم.

عینک گفت...

برم حرومزاده ی لعنتی بگیرم ببینم