1 . به رنگ ارغوان زمانی اکران شده که نمی توان بدون قضاوت جهت دار فیلم را دید . هر کاری کنی باز درگیر جهت گیریهای ذهنی خودت و جهان فیلمساز میشوی . این هم از حناق روزگار است که هر گروهی دوست دارد فیلمساز حرف دل آنها را بزند . اگر فیلم به وقتش اکران شده بود شاید راحتتر میشد گفت که به رنگ ارغوان اثری شخصی است تا اثری با دغدغههای سیاسی . حواشی بر متن چیره شده که ارزشگذاری سینمایی را هم سخت کرده . اثرات جغرافیا بر سینما است دیگر کاریش نمی توان کرد .
2 . در جایی که دهه به دههاش و نسل به نسلش فاجعه رخ داده ، ارزش ها عوض شده و انقلابهای زیر پوستی اتفاق افتاده زیاد نمیتوان توقع داشت که کسی با اصالت حرف بزند . خلاصه هر نسلی تجربه و هویت شخصی خود را دارد با کمترین مشترکات با نسلهای قبلی و بعدی . همین هم گند زده است به تمام سکانسهای دانشگاه و کافهای فیلم ؛ که نشانهی عدم شناخت است . اگر بپذیریم حاتمی کیا از فضا شناخت ندارد ؛ قبول ! ولی از سینما که باید شناخت داشته باشد پس چرا این قدر پایههای روایتش از یک قصهی جذاب بیشکل و غیر قابل باور است ؟ البته واضح است که باورپذیری هیچ نسبتی با رئالیته ندارد ، به بلد بودن روایت مربوط است .
3 . نقد در جغرافیای سانسور راه به جایی نمیبرد همان طور که فیلم روی پرده جعلی است ؛ نقدش هم جعلی از آب در میآید . جعلی بودن گیرم نه به خاطر سانسور به خاطر ترس از سانسور ؛ گیوتین است دیگر کلهی شما اون توئه ، حالا نیومد پایین هم نیومد . در همچین فضایی همه چی سوء تفاهم است . در آژانس شیشهای حاج کاظم به جای این که برود بنیاد جانبازان گروگانگیری میآید توی آژانس حقش را از مالیات دادهها طلب می کند . در به رنگ ارغوان هم میشود ؛ سیخ نسوزد و کباب هم جزغاله نشود . کار تماشاگر میشود گره باز کردن از رازهای ایدئولوژیک فیلم ، سیستم هم دماسنجش را راه می اندازد زمانی که عاشق شدن سرباز امام زمانش جرم است فیلم را به محاق میبرد و زمانی که نیاز به نشان دادن اقتدار ( و ترسیم فضای آزادی نزدیک به مطلق . fuck ) دارد آن را از انبار میکشد بیرون . فیلمساز هم این وسط دست و پا میزند . اصلن خنده بازاری است ، بنده خدا فیلمساز نمیفهمد دارد دست و پا میزند ولی دارد میزند .
4 . زندگی دیگران شباهت جالبی با به رنگ ارغوان دارد . مقایسه این دو خوب میتواند جعل را از اصل متمایز کند .
5 . ابراهیم حاتمیکیا را هوشمندتر از این میدانستم که نکتهی “ هو القادر و هو الحبیب “ هایش را از زبان یکی از شخصیتهای فیلمش بشنوم . همه چیز را نشان نمیدهند که .
5 . رضا بابک به طرز غیرقابل باوری خوب بازی کرده بود . کوروش تهامی هم به طرز قابل باوری مزخرف .





6 نظر:
سلام
نمی دونم چرا نظری که دیشب فرستادم فرستاده نشد، ولی سعی می کنم همون جمله ها رو برات دوباره بفرستم.
نمی دونم چرا تا حالا گذرم به وبلاگت نیوفتاده بود. با اینکه من هم گرینگوی پیر و روسپیگری رو دنبال می کنم.ولی باز دیر نشده. دیشب که یه ناخونکی به نوشته ها و موسیقی هات زدم. حال کردم مرد. چه موسیقی باحالی بود این آخری و اون آهنگه کافه آستارا.باز از این کارهای خوب خوب بکن.
اما درباره به رنگ ارغوان باید بگم که در وحله اول برای من خود حاتمی کیا و افکارش مهمه. فکر می کنم آیینه نسل دومی های انقلابیه. می تونیم خوب وضعیت اون نسل رو بفهمیم. بفهمیم که الآن که انقلابشون به اینجا رسیده چه احساسی دارن.
به خاطر همین زیاد برام ضعفهای فیلم مهم نیست. از فیلم خوشم میاد.شاید حق نداشته باشم با این فیلم این طور برخورد کنم ولی چه میشه کرد.
نکته ای درباره آژانس گفتی خیلی جالب بود.ولی من این طور برداشت نمی کنم شاید حاج کاظم واقعا از مردم طلبکاره. توجه ات را به فیلم فراموش شدگان بنوئل جلب می کنم. چرا بدبخت از بدبخت تر از خودش می دزده؟ یا تو فیلم تبر گاوراس چرا یارو لوله تفنگ رو به جایی که به سمت بالا دستی ها که باعث بیکاریش شدننشونه بره به سمت هم نوع های خودش گرفته؟ واقعا چرا؟
سلام . خوشحالم که از موزیکها خوشت اومده . راجع به آژانس شیشهای و این حرفا مراد و منظور من این بود که تو فضای سانسور فیلمساز چه بخواد چه نخواد آدرس غلط میده . به خاطر همین میگم همه چی بر پایهی سوء تفاهم شکل میگیره چون واقعن تو همچین فضایی نمیتونی متوجه بشی عقیدهی فیلمساز این بوده یا ترس از سانسور اون رو به این طرف هل داده . و گرنه حالا مهم نیست که تو قصه چی میگذره ، هر جا عشقش میکشه بره گروگانگیری
چقدر به شرلوک هلمز گای ریچی نمره ی بالایی دادی !
سلام
برا دومین بار بگم: خیلی با نوشته هات حال کردم.
به قول دکتر ناصرالحکما:"سلامت باشید"
بای
چه باشکوه! نخستین تبسم نوروز.
چه دلنواز! نخستین نگاه فروردین.
تو نیز ، دست برافشان ،
بگو ،
بخند ،
ببین! «فریدون مشیری»
- وبلاگ بی خوابی با یک پست بهاری منتظر شماست-
سال نو مبارک
آقا این فیلم های بلاتار رو از کجا گیر بیارم من؟
ارسال يک نظر