والا من اگه خودم خبر داشتم این قدر اوضاعم قاراش میشه یه فکری به حال خودم میکردم یا اصلن دیگه فکری به حال خودم نمیکردم . تو فالمون هم بلا میباره . قلبم رو گذاشتم دم درشون ولی نکبت ، انگار نه انگار . من که دیگه دور وصال مصال رو خط کشیدم ولی خشتک این مرتیکه لندهور رو پرچم میکنم دور گردنش . ما میگیم زدیم شما هم بگین زده ولی آخه یه چیز ؛ ئه ئه ئه ، با اون آس دل اون وسط چی کار کنم . به خشکی شانس .
Recent Posts





2 نظر:
در باره فیلم ماه خواستم کمی صحبت کنیم. به نظر من هم فیلم بسیار خوبی بود، و با توجه به این که کار اول یک کارگردان محسوب میشه، امیدوار کننده بود. به نظرم یه جورایی به ادیسه کوبریک نزدیک بود، البته کمی هم به سولاریس تارکوفسکی. البته این نکته که تو فیلم اون روباته برخلاف ادیسه دوست بشر محسوب میشه نه دشمنش، و این انسانه که دشمنه انسانه خیلی جالب بود.
اما ابهامی که برای من فیلم داشت و فکر می کنم اشکال فیلم محسوب میشه اونجایی بود که شخصیت فیلم که دچاره حادثه میشه، نمونه شبیه سازی شده اش که بهوش میاد(که ما فکر می کنیم همونه که زخمی شده) به هوای پیدا کردن اون زنی که دیده بود به هر زحمتی هست میزنه بیرون( البته این برداشت من بود که به هوای اون زنه زده بیرون) که بعد متوجه نمونه قبلی میشه. اشکالم این جاست که چه طور خاطره اون زن دیده شده تو نمونه جدید هم وجود داره؟
خب من چند بار دیگه دیدمش و فکر میکنم سم جدید یه کم شک کرده بود مخصوصن از اون ارتباط مستقیم ربات با زمین و موش و گربهبازیهایی که باهاش میشد . بعد هم یه خواب دید که توش سم قبلی دستش رو دراز میکنه و ازش کمک میخواد . فکر نمیکنم اصلن زنه ربطی به موضوع داشته باشه.
ارسال يک نظر