برای ما که زندگیهامان با فیلمهای بزرگی از اسکورسیزی پیوند خورده ؛ شاتر آیلند یک اثر معمولی در حد تریلرهای روانشناختی این سالهای سینما است (مثل هویت) که بدون نکتهی خاصی از ذهنها پاک میشوند .
شاتر آیلند در جزئیات قوی و نمایشگر ذکاوت سینماگرش است ولی پرداخت داستان حس ماجراجوئی مخاطب را ارضاء نمی کند . تمام فیلم پر شده از معماهایی که هیچ جوابی برای آنها نیست . اسکورسیزی نتوانسته تعادلی میان نمایش معما و حل معما در فیلم برقرار کند . به همین خاطر است که به سبک فیلمها و سریالهای کارگاهی دست دوم سعی میکند باز شدن گرههای معما را را بدون بیان تصویری ،مستقیم و از زبان کاراکترهایش با مخاطب در میان بگذارد ( به نظر من که اصلن میشد هیچ چیزی را توضیح نداد ، یک فیلم باز ) ، چیزی شبیه پایانهای سریال پوآرو ؛ چیزی را که قادر به نمایشش نبوده توضیح داده است .
میتوان ممنتوی کریس نولان را به یاد آورد که قصهای ساده و یک خطی را به منظومهای از سرگیجههای سینمایی بدل کرد و مدام مانند یک سودکوی قابل حل مخاطبش را به بازی میگرفت .
همچنان باید منتظر اسکورسیزی و پروژههای متعددش ماند ، شاید بتواند ما را به خاطرات خوش دههی هفتادش برگرداند ، یا حداقل نیمهی ابتدایی دار و دستهی نیویورکی . منتظریم آقای نیویورکی .





4 نظر:
آهنگ پست قبلیت رو خیلی دوست دارم.
راستش شخصا دلم لک زده برای همین فیلم های ساده ی نه چندان هنری. نشسته ام به مرور فیلم هایی که قبلن دیده ام . با این که حداقل سی فیلم ندیده دارم. از بزرگترین های تاریخ.
به همین خاطر شاتر آیلند را برایم غنیمتی ست. چون لااقل قبلن ندیدمش.
داوود
بازبینی فیلمهایی که آدم دوستشون داره خیلی دلچسبه اصلن یه روش درمانی است
بابا شما از شاتر آیلند و مهماهای آن سر درنیاوردید چه ربطی به دیگر مخاطبان دارد خب؟
شاتر آیلند شاهکار بود و بهترین فیلم دهه اسکورسیزی بدون شک
آخه دارو دسته نیویورکی چیچی داشت شما به اون میچسبی؟ دپارتد و شاتر آیلند و حتی هوانورد کجا بعد دارودسته نیویورکی فقط بیل قصاب کجا
شاتر آیلند بهترین فیلم نوآر سالهای اخیر سینما و ژانر دلهره و کارآگاهی بود که هزار توی ذهن آدمی با اوج خلاقیت همراه بوده که باید فقط فیلم را دید و دید و دی تا کشف کرد. دیالوگ آخر استثنایی بود.
راستی فقط شما با فیلمهای اسکورسیزی زندگی نکردی ما هم زندگی کردیم و به همین خاطر شاتر میره جزو 3 یا 5 فیلم برتر اسکورسیزی
ضمن به نظرم اوایل دهه 80 و اوایل دهه 90 بهترین فیلمهای اسکورسیزی بودند زمانی که گاوخشمگین و رفقای خوب و کازینو و سلطان کمدی و.. ساخته شد نه 70 که فقط راننده تاکسی و کمی خیابانهای پایین شهر قابل توجه بودند.
شما در شناخت اسکورسیزی اشتباه کردی همانطور که شاتر را اصلا نفهمیدی!
دیوید لینچ میدید چی میشدی پس با اون معماهاش؟
مزخرف نگو مردک
شاتر آیلند از بهترین فیلمهای ده بوده و تویی که دهنت و سطحت در حد پوآرو و مارپل هست لازم نکرده اثری از استاد اسکورسیزی بببینی. وقتی جوجه ای مثل نولان میبینی ادعای دهه 70 اسکورسیزی نکن. اسکورسیزی اگه الان جایگاه اسکورسیزی را داره به این خاطره که خودش را تکرار نکرده و باز زمان و مخاطبان روزش داره میره جلو ته مثل یکی مقل کیمیایی
ارسال يک نظر