در جریان بازداشت جعفر پناهی جدا از اصل قضیه که دردناک است نکتهای هست که خیلی بیشتر آزار دهنده است و آن هم بی تفاوتی و سکوت دیگر سینماگران است . من دقیق نمیدانم این رند بازیهای اهالی سینما و این تن دادن به شرایط ظالمانه از کی میان آنها تبدیل به عادت شد . ولی هنرمند قراربود دماسنج جامعهاش باشد ، نه ، حداقل آن جایی که به همکارشان ظلم میشود از آنها انتظار است حامی باشند ، یا حداقل مرهم باشند . حکایت ، حکایت جعفر پناهی تنها هم نیست . ما یادمان نمیرود این مملکت امیر نادری عزیز را از دست داد ، حالا کجا است ، چه میکند ؟ کدام سینماگر و سینماچی ایرانی تلاش کرد او را با وطنش آشتی دهد . چرا نباید از تقوایی حمایت شود تا فاصلهی فیلمسازیاش به ربع قرن نرسد . کدام سینماگر به فریماه فرجامی کمک کرد تا به زندگی برگردد و آرام آرام در تنهایی خودش نمیرد .
سانسور میکنند سکوت میکنیم ، هنرمندی را از کار ممنوع میکنند سکوت میکنیم ، به دلیل فیلمی که اصلن ساخته نشده است زندانی میکنند دم نمیزنیم . تا کی باید ما مخملبافها و افخمیها و گلشیفتهها را از دست بدهیم ولی به خاطر ملاحظات حال به هم زنی که هست سکوت کنیم و نان را به نرخ روز بخوریم . این روزها انگار جوانمردی فقط زیر تابوت معنی پیدا میکند .





4 نظر:
جوانمردی در زندانه
هنرمند های ما همه اونقدر بزرگ نیستند که مثل شجریان اعتراض کنند و حکومت هم نتونه هیچ غلطی بکنه. ولی حداقل می تونند یه نامه سرد تهیه کنند و تعداد زیادی از اونها پاش رو امضا کنند. با این حال که حکومت تحمل این نامه ها رو هم نداره. گاهی باید هزینه داد.
من واقعا توقع ندارم که همه مثل شجریان و کیارستمی و عزت الله انتظامی باشند ولی توقع دارم که حداقل یه نامه سرگشاده بدن
دقیقا
بابا کیارستمی هم با این همه محافظه کاریش به فریاد اومده ! دارن چه گهی می خورن این اهالی سینما منم نمی دو نم !!
اين وسط فقط کيارستمي و آزرم انسانيت نشان دادند. که البته به حال هايي که هميشه با آزرم مي کردم اين هم اضافه شد
ارسال يک نظر